علوم غریبه به مجموعه‌ای از دانش‌ها و فنون اشاره دارد که معمولاً در فرهنگ‌ها و تمدن‌های مختلف به عنوان دانش‌های غیرمعمول، اسرارآمیز یا فراتر از درک عمومی شناخته می‌شوند. این علوم می‌توانند شامل موارد زیر باشند:
  1. علم جفر: یک علم باستانی اسلامی است که به رمزگشایی و تحلیل حروف و اعداد می‌پردازد. جفر به عنوان ابزاری برای پیش‌بینی و فهم مسائل مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  2. علم رمل: این علم به پیش‌بینی آینده از طریق مطالعه و تحلیل شکل‌ها و الگوهای خاصی که در شن یا خاک به وجود می‌آید، می‌پردازد.

  3. علم کیمیا: به فرآیند تبدیل مواد به یکدیگر و به ویژه تبدیل فلزات بی‌ارزش به طلا اشاره دارد. کیمیاگران در تاریخ به دنبال کشف سنگ فیلسوف بودند که می‌توانست این تبدیل را ممکن سازد.

  4. علم طالع‌بینی: این علم به مطالعه و تحلیل تأثیرات اجرام آسمانی بر زندگی انسان‌ها می‌پردازد. طالع‌بینی معمولاً بر اساس تاریخ و زمان تولد افراد انجام می‌شود.

  5. علم غیب: به دانش‌هایی اشاره دارد که به نوعی فراتر از درک انسانی هستند و معمولاً به مسائل ماوراء الطبیعه و روحانی مرتبط می‌شوند.

این علوم معمولاً در دسته‌بندی‌های مختلفی قرار می‌گیرند و در فرهنگ‌های مختلف معانی و کاربردهای متفاوتی دارند. برخی از این علوم ممکن است به عنوان علم در نظر گرفته نشوند و بیشتر به عنوان باورها یا خرافات شناخته شوند.

علوم غریبه

علوم غریبه در ایران

در ایران با وجود منابع انگشت شمار دربارهٔ تاریخچه علوم غریبه دو کتاب «طلسم: گرافیک سنتی ایران» نوشته پرویز تناولی و «بادهای افسون» نوشته پرویز براتی از جمله پژوهش‌های حایز اهمیت در این عرصه به‌شمار می‌رود. کتاب تناولی دو بخش دارد؛ بخش نخست را طلسمات، معانی و اعداد وفقی بر پایه اسماء الحسنی، دربرمی‌گیرد، همان‌هایی که به گفتهٔ وی بر فلز و پارچه و پوست آهو می‌کندند و می‌نوشتند و روی لباس‌هاشان می‌دوختند. بخش دوم، نقش حیوانات در امور روان درمانی و رفع مشکلات انسانی را شامل می‌شود. که همهٔ این‌ها در طرح‌ها، نقش‌های گرافیکی خلاصه، ساده و نیز توأم شده با اعداد و ارقام در نسخه‌ها و اشکال مختلف برای مداوا به کاربرد داشته‌است. بیش از دو سوم تصاویر ارایه شده در کتاب یاد شده اصلی و بقیه را تناولی خود از کتاب رمال‌ها و فالگیرها تصویربرداری کرده‌است. کتاب براتی نیز دایره‌المعارفی جامع است که به‌روزترین و کم‌یاب‌ترین اسرار دنیای سحر و جادو را فاش می‌کند. نگاه نویسنده در این کتاب کاملاً بی‌طرفانه و تئوریک است. ضمن این که به علوم غریبه از دید دیرینه‌شناسی نگاه کرده‌است. ستاره‌شناسی، طالع‌بینی، حروف ابجد، راز اعداد، ادبیات خفیه و کیمیاگری از سایر مطالب جالب و خواندنی این کتاب است. دربارهٔ هر یک از این علوم غریبه، داستان‌هایی مستند و تاریخی هم آمده که باعث جذابیت بیشتر مطالب کتاب شده‌است.

ادوارد براون خاورشناس و ایران‌شناس بریتانیایی که در زمان ناصرالدین شاه قاجار سفری یکساله به ایران داشت در سفرنامه خود خاطره جالبی از صحبت با یکی از باورمندان علوم خفیه نقل می‌کند:

امین الشریعه فیلسوف اصفهانی دربارهٔ علوم خفیه به من گفت: زمانی زندگی خود را وقف علوم خفیه کرده بودم و سعی در تسخیرجن داشتم که حاصل آن را برایتان خواهم گفت. ابتدا باید روش کار را بدانید که چنین است: شخص طالب باید مکان پرت و دور افتاده‌ای مانند هزار دره در اصفهان که من انتخاب کرده بودم پیدا کند. او باید به مدت چهل روز در آن‌جا اقامت کند که این دوره را چله می‌نامیم. در این مدت، اکثر اوقاتِ وی به خواندن اوراد به زبان عربی می‌گذرد. خواندن اوراد باید در محوطه ای به نام مندل انجام گیرد که عبارت است از یک شکل هندسی که باید به ترتیب معینی بر روی زمین رسم شود. به علاوه، در این مدت شخص باید غذای خیلی کمی بخورد و هر روز از مقدار آن بکاهد. اگر وی همه این نکات را به دقت و با صداقت و اخلاص رعایت کند، در روز بیست و یکم، شیر (گربه‌سان) درنده ای پدیدار خواهد شد که وارد محوطه مندل می‌شود. شخص نباید هیچ‌گونه ترس و وحشتی به خود راه دهد و علاوه بر آن به هیچ وجه نباید از محوطه مندل خارج شود که اگر این کار را انجام دهد همه زحماتش به باد خواهد رفت.

اگر او در مقابل شیر پایداری کند موجودات وحشت‌انگیز دیگری به سراغش خواهند آمد؛ ببر و پلنگ و اژدها و امثالهم که باید درمقابل همه آن‌ها پایداری کند و هیچ نشانه ای از ترس و وحشت از خود بروز ندهد. اگر موفق به انجام این کارها شود در روز چهلم به مقصود خود خواهد رسید و جن‌ها که نتوانسته‌اند بر وی غلبه کنند خدمتکارش می‌شوند. من همه این دستورها را با صداقت انجام دادم و همان‌طور که قرار بود در روز بیست و یکم شیری پیدا شد و به داخل محوطه مندل آمد من خیلی وحشت کردم ولی هر طور بود پایداری کردم. روز بعد یک ببر پیدا شد و من باز هم توانستم بر وسوسه فرار از صحنه غلبه کنم اما روز بعد با پدیدار شدن اژدهایی مهیب و ترسناک دیگر نتوانستم ترس و وحشتم را مهار کنم و از محوطه مندل به بیرون دویدم و از خیر تسخیر اجنه گذشتم. پس از این‌که مدتی از این واقعه گذشت من مطالعه را در فلسفه دنبال کردم و به این نتیجه رسیدم که آنچه دیده بودم فقط توهم ذهنی بوده‌است که تحت تأثیر انتظارها و نیز انزوای مکانی، گرسنگی و شب بیداری‌ها پدیدار شده بود. برای کشف حقیقت یکبار دیگر همان مراسمی را که دفعه قبل انجام داده بودم تکرار کردم اما این بار با روحیه دیر باوری و شکاکیت فلسفی. فرضیه من درست بود زیرا این بار هیچ چیز عجیبی ندیدم. همچنین نکته دیگری هم هست که ثابت می‌کند اشباحی که دفعه قبل دیده بودم در خارج از ذهن من وجود نداشته‌اند. من هرگز یک شیر واقعی ندیده بودم و تصویری که از شیر در ذهن خود داشتم از روی تصاویر سر در حمام‌ها ساخته شده بود. شیری که در محوطه مندل دیده بودم از نظر شکل و رنگ عیناً مانند شیرهای سر در حمام‌ها بود. فکر نمی‌کنم لازم باشد بگویم که تا چه حد با شیر واقعی تفاوت داشت